محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
14
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
سال چنگ نواخته به محض آنكه يك ساعت از براى خدا چنگ نواخته ؛ در پيش خدا عزيز ومحترم وبرگزيده شد ، و حق تعالى از براى او ابريشم بَها فرستاده . وظاهراً منظورش از وضع وجعل اين حكايات ستر قبايح خلفاى جور ومشايخ صوفيه باشد ، تا كسى رغبت به التزام شريعت ننمايد ، وتعجب نكند - كه با وجود ائمه معصومين عليهم السلام كه به كمال علم وادب و شرافت حسب ونسب آراسته بودند - چگونه خلفاء جور غصب خلافت ايشان نمودند ؟ وحال آنكه بعضى از آنها مدتها بتپرست بودند ، و بعد از اظهار اسلام انواع قبايح از ايشان به عمل مىآمد ؛ كه نزد جاهلان به امثال اين دروغها هموار شود اعمال شنيعهء آنها . مزخرفات مولوى و از قبيل حكايت مذكوره ، حكايتى است كه از براى شيخ محمّد شيرازى غزنوى « 1 » مجهول جعل نموده ، كه طالب جمال الهى شده ، و بالاى كوه مىرفته ومىگفته كه : خدايا خود را به من بنما و گرنه خود را از كوه به زير مىاندازم ! پس از عشق لقا خود را به زير مىانداخته ونمىمرده ، و هفت سال در بيابان گرديده و علف مىخورده ، آخر خدا به وى وحى كرد كه بايد به روى وگدائى كنى و به درويشان بدهى ، و دو سال به گدائى مشغول شد و به درويشان مىداد . معلوم است كه در مذهب اماميه رؤيت حق تعالى خصوصاً در دنيا ممتنع
--> ( 1 ) در مثنوى ( شيخ محمد سررزى ) آمده است